مقام معظم رهبری: تكریم شهیدان به آن است كه این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نکند . یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
تاریخ تولد: 1342
محل تولد: بروجرد
نام دانشگاه:
مقطع تحصیلی:
تاریخ شهادت:
محل شهادت:
نحوه شهادت: جبهه

به همه اي  اقوام و دوستان و آشنايان و همه مي گويم و كه قدر نعمت بزرگ انسان بودن و را بدانيد و شكر گزار آن  باشيد و شكر ان همانا گسستن قيد و بند هاي  دنيوي و آزادگي است و پس آزاده باشيد

نامه شهيد سعدي موسيوند

سلام عليكم
پس از عرض سلام و سلامتي شما را زا درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم واميدوارم  در همه كارهاي خير و امور زندگي موفق و مويد باشديد  و باري عرض از مزاحمت ضمن احوالپرسي  و جواياي احوال شما اين بود و كه اگر چنانچه جريان احوال بنده باشيد و كه مطمئنا هستيد و به اطلاع مي رساند و كه اينجانب  در كنف حمايت حق تعالي و دعاي خير شما در سلامت كامل به سر مي بروم و هيچ گونه ملالي در بين نيست و بجز دوري ديدارشما اميد  است به زودي تازه گردد و مي خواهم بگوييم ان چه  كه براي انسان مي ماند و اعمال خيري است و  كه خالصانه و مخلصا براي قرب الله باشيد و اميد است و در كارهاي خوي شاين مسله را هميشه  مد نظر داشته باشيد و كه ما هم بالاخره روزي خواهيم رفت و چاره يا نيست و كه اگر بود و اشخاصي قبل از اين بوده اند  و مي ماندند و از اين دينا طلبي  تجربه اي كسب كنيم و از اين اشخاص نباشيم

 

 

 

 

شعر شهيد سعدي موسيوند

 موج عشق تو به عزقاب
 جنوبم انداخت
 غرق در ورطه خون
 شعر دل درياي من
 با تو پرواز در ان
 سوي رهايي زيباست
 بي تو عالم قصي
 بسته تنهايي من
 آسماني و تر است
 كراني پيدا
 گوشه اي ديه ز تو
 وسعت بينايي من
 سوختم سوختم
 اي ديه بيفشان آبي
 تا كه افشا نوشد
 قصه شيداي من
سينه ام زخمي فرياد دش
 از شوق حضور
 شور عشقت به سر اورد
 شكيبايي  من
 گرچه هستي همه دام است
 چه بيم است مرا
 شنود صيد كسي
 اهوي صحرايي من
خواب گيسوي تو ديم
 كه چو يلدا بلند است
 روشن از كوكب
 چشمت شب يلدايي من
 اي كه ديه اي به عيان
 اشك تماشاي من
 ترسم اين سيل برد
مردم بينايي من
لرزش كاخ ستم از رزم
 حق جويان نگر
 سست بنيان پيكر
 نا پاك دزخيمان نگر
 ظاهر خود را به آبرنگ
 الوان كرده اند
 رو درونش را ببين
 اندام لرزان را نگر
 در مصادف حقشان بشكسته
 غول اه رمن
 عابدان زاهد شب
 روز شيران را نگر
 اين همه عز ت و شرف
چ برگشت بر اسلام ما
 از گزافما نوبد
 خون شهيدان را نگر
 خواري شيطان اكبر
 در جهان گرديده اي
 يده باز كن
 روسياه شرق ستمگر را نگر
 ذلت صدام كافر
 در نبرد حق ما
 يك نمونه گويمت
 خيل اسيران را نگر
 حاصل خون شهيدان
 من شمرده ام
 شاهد از خواهي برو
 گردان ثا رالله نگر
 راه اين ايثار گران
را پيروي خواهي كني
 پا به جبهه در گذر
 زنده شهيدان را نگر
دلم مي سوزد
 اشكي زد يده و بر نمي آيد
 و سوز دل بود
 شايد كه اشكم بر نمي آيد
 مي دانم كه آب همواهر بر اتسش
 بود و غالب
 نمي دانم چرا اشك
 از بس دل بر نمي آيد هان عزيزان من
 در ميدان مي ورم
بهر اهداف هشديان مي ورم
 وارث خون شهيدانم چو من
همچو ياران عزيزم
 بهر قربان گاه مي ورم
 شير دلهايي همچو محسن ديده ام
 چون همين يار عزز الله
 گويان مي ورم از امير هم صبر را آموخته ام مانند او
 سر فرازن همچو
 او بر حضم تازان مي ورم
 چون محمد اسوه عشق
چ و صبوري ديده ام
 از غم هجر عزيزان
 سينه سوزان مي ورم
 در پي راه شهيدان
 بهر لبيك حسين
 اندر اين راه عزيزان
 من شتابان مي ورم از جان گذشته ايم
 و به جانان رسيده ايم
 از د رد بسته ايم
 و به درمان رسيده ايم
 ما راب ه سر توقع سامان
 خويش نيست
 كز سر گذاشته ايم
 و به سامان رسيده ايم
 ناصح مگو ملامت
 شوريدگان عشق
 نا خواتندها نه بر سر
 اين خوان رسيده ايم
 از پيشگاه ميكده
 تا بارگاه يار
صد بار بيش هست
 و غزا خوان رسيده ايم
 نيوري عشق ببين
 كه دراني دشت بيكران
 گامي نرفته ايم
 و نه پايان رسيده ايم
امروز مي ورم
 من اي دوستان خدا را
 خواهم كه در دو عالم
 پيروز كند شما ار  امروز در دنميا
 فردا در قيامت
 سوگند دهم نبي
 را نصرت دهد شما را
 رفتم و اگز ار اينجا
 ب رمن خطا ببخشد
 تا انكه در د و دو عالم
 بخشد خطا شما را
 از نايب پيامبر
 و زا اسوه شجاعت
 در خواست مي نمايم
 باشد شفي شما را
 سعدي بعد از رحمت
 زين بيشتر يا الله
 رو كه به جمع دوستان باشي
 چو سنگ خا را
 به پدرم
 هعشقم به تو از روي هوس نيست
 و از بهر اميد
 و يا خطر نيست
 زين روي مجنون شدم
 از شمع وجودت
 چون سوزي افرزوي
 و هيچ غمت نيست
داني ز چه روي ببين من

 تو صلح فتاده است
 روزي است و كه ان روز
 از دل خالق يكتا نهاده است
 گر نيك در ان خيره شوي خوب تما شا
 بين كه چرا قلب من
 و تو يگانه است
 ان خدايي كه نهاد
 با رگران بر دوشم
 پس چرا ئست نگيرد
 كه به فر مان كوشم
اين خطايي بود
 از من عاصي زيرا
 ندهندم جزايي
 جز آنچه كوشم
 مادرم رحمتي از رحمان وبد
 و زا همه آيه ق ران
 كيك آيت بود
 من در مانده و بر بخت
 نكردم و شكرش
 زين جهات نعمت
 او زا كف من بيرون بود
 امروز مي ورم
 من اي دوستان خدا را
 خواهم كه در دو عالم
پ يروز كند شما را
 امروز دردنيا
 فردا در قيامت
سوگند دهم
 نبي را نصرت دهد شما را
رفتم و اگر از اينجا
 بر من خطا ببخشد
 تا انكه در دو عالم
 بخشد خطا شما را
 از نايب پيامبر
 از اسوه شجاعت
 در خواست مي نمايم
 باشد شفي شما را
 سعدي بعد از رحمت
 زين بيشتر يا الله
 رو كه به جمع دوستان باشي
 چو سنگ خا را را عشقم و به تو از روي
 هوس نيست
 و از بهر اميد
 يا خطر نيست
 زين روي مجنون شدم
 از شمع وجودت
 چون سوزي افروزي
 و هيچ غمت نيست