مقام معظم رهبری: تكریم شهیدان به آن است كه این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نکند . یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
تاریخ تولد: 1343
محل تولد: خرمشهر
نام دانشگاه:
مقطع تحصیلی:
تاریخ شهادت:
محل شهادت:
نحوه شهادت: جبهه

الذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا
هر كس بخواهد در راه ما تلاش كند ما خودمان او را به راه راست هدايت مي كنيم
اين نوشته وصيت نامه بنده حقير است و صيت نامه چكيده زندگي هر فرد است . شهادت مي دهم كه الله خالق همه عالم وجود مي باشد مي تواند من فيكون و مي تواند كان لم يكن كند پس همه چيز را اوست همه چيز اسم اوست و هيچ چيز در برابر مطلق او وجود ندارد زيرا عدد در برابر بي نهايت وجود ندارد شهادت مي دهم بر عالم غيب و شهود روز جزا و بر حقانيت راه روشن انبيا و اينكه رسول اكرم وجود كامل همه انبياست و شهادت مي دهم بر ولايت علي بن ابيطالب و شهادت مي دهم بر ولايت و امام بودن دورازده معصوم پاك و شهادت مي دهم كه آخرين آنان  امام مهدي (عج) است و شهادت مي دهم كه امام خميني زمينه ساز ظهور اوست و او نايب امام است و ولايت فقيه زمينه ساز ولايت معصوم است مسائلي  لازم است كه بيان گردد. 1- حركت بسيجيهاي علمي به وجود آمد تا تحت پرتو اسلام و در خط ولايت فقيه به دور از هر گونه گروه گرايي ،وضعيت علمي و فرهنگي جامعه اسلامي را به حد استاندارد هاي لازم كه يك جامعه مسلمان بايد داشته باشد برسد توقع آن را نيز داريم كه مسئولين و ديگران در بر خورد با آنان بسيار جدي باشند خوب است اين نكته را در نظر بگيريم كه انتقاد كردن و اشكال گر فتن كار ي است آسان اما در صحنه عمل وارد شدن و حضور داشتن در صحنه مهم است كار شكني و چوب لاي چرخ گذاشتن و يا انتقاد كردن ا زاعمال انجام شده ديگران هيچ كس حق ندارد بنا به خواسته دلش به كار شكني بپردازد.
2- به شوراي مر كزي بسيج علمي ع-ب-ا نيز مي توان توصيه اي كرد و آن هم پافشاري بر وحدت فرماندهي است و داشتن انديشه مستقل و آزاد.
3- به كليه برادران و خواهران توصيه تهذيب نفس و تزكيه نفس دارم و به نظر حقير بهترين راه آن شناخت و معرفت است به نظر ما حركت امام خميني دقيقا مقدمه سازي ظهور امام عصر است لذا بايدتقويت شود ظهور امام عصر يك مسئله كاملا منطقي است و بايد با شدت با خرافات و تيپ افسانه اي كه براي ايشان درست شده مبارزه كرد با التماس و اشك و زاري تنها هيچ كاري صورت نمي گيرد در  رابطه دانشكده دوست دارم كه تذكر داده شود كه بنده دانشجوي تنبلي نبودم بلكه دوست داشتم مشكلات جامعه اسلامي را از ريشه حل كنم چون وقت نيست اين نوشته را تمام مي كنم.

خاطراتي از شهيد عزت الله عسگري به نقل از پدر شهيد
اينجانب عليشاه عسگري پدر شهيد عزت الله عسگري خاطره اي از فرزند شهيدم  برايتان نقل مي كنم:
يادم هست كه شهيد در دوران كودكي بسيار با هوش بود وقتي كه از مدرسه بر مي گشت عزت يكي دو ساعت نسبت به دوستانش ديرتر به خانه مي آمد و اين دير آمدن مرا نگران مي كرد يك روز  از برادرش پرسيدم چرا عزت نيامد يا دير مي آيد او هم با لحن ملايمي گفت: كه عزت توي زباله و آشغال مي گردد شايد يك روزنامه يا كتابي پيدا كند كه مطالعه كند به خدا قسم اين عين حقيقت است كه عزت به مطالعه بسيار علاقه داشت و خودش را با كتاب مشغول مي كرد من خودم در كا ر خا نه اي در اراك كار ميكردم مهندس قسمت  كارمان فهميده بود كه ما جنگ زده هستيم گفت مي خواهم كمكي به شما بكنم گفت اگر پسرت بيكار است بگوبيايد اينجا كار كند گفتم پسرم به نام عزت دانشجو مي باشد و بيكار است و گفت پس شغل نگهباني به او مي دهم كه شبها پيش او باشيد به هر حال قبول كردم و او آمد پيش ما كار كرد يادم هست چند وقتي يا شبنه به خانه نمي آمد يا خيلي دير مي آمد چون عزت از نظر جثه كمي لاغر بود من به رفتار وي شك كردم و ذهنم به جايي كه نمي بايست برود مشغول شد گفتم نكند عزت دنبال كار خلاف ميرود لذا آمدم  و به برادرش گفتم و با و ي مشورت كردم و موضوع را به او گفتم او گفت عزت اهل كار خلاف نيست به هر حال من به عنوان پدر و مسئوليت پدري كنجكاو شدم تا يك شب او را تعقيب كردم و پاسي از شب گذشته و رفتم خوابيدم پس از مدتي من بيدار شدم ديدم در حياط بسته است به هر حال دلم طاقت نياورد و دنبال عزت گشتم او را نيافتم و پيش خودم گفتم عجب پسري بزرگ كردم او حتما دنبال خلاف رفته با دل تنگ به خانه برگشتم و ديدم لامپ زير زميني روشن است با حالت سرا سيمه و ناراحت رفتم ديدم مشغول خواندن نماز است منتظر ماندم تا نمازش تمام شد باچشمي گر يان به او گفتم كه پسرم چرا بالا نماز نمي خواني؟ گفت پدر مي خواهم مزاحم شما نشوم آنوقت پسرم را بو س كردم و از و ي معذرت خواهي كردم و او احساس شرمندگي كرد.