مقام معظم رهبری: تكریم شهیدان به آن است كه این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نکند . یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
تاریخ تولد: 1348
محل تولد: دورود
نام دانشگاه:
مقطع تحصیلی:
تاریخ شهادت:
محل شهادت:
نحوه شهادت: جبهه

وصيتنامه شهيد عليرضا صديق
آخرين وصيت نامه اي كه از شهيد عليرضا به دستمان افتاد بعد از حمد و ثناي پروردگار وصيت به تقوا بود و پشتيباني امام و پر كردن جبهه ها و پدر و مادر را وصيت به صبر و استقامت كرده بودند و دوستان و آشنايان را وصيت به پشتيباني از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني.
از مادر خواسته بودند كه فقط شبهاي جمعه در سر قبرشان فاتحه بخواند و صبر پيشه كند كه البته اين وصيت نامه را برداشته بود و بنا داشت جديدتري بنويسد كه اين كار را هم كرده بود.منتهي به همراه يكي از كتابهاي درسيش كه وصيت نامه اصلي نيز در داخل كتاب بوده است در سنگر مورد اصابت خمپاره دشمن قرار مي گيرد و به دست ما نرسيد و ما از آخرين يادگارهايش يك تسبيح خون آلود با پلاك و كتاب دعاي خون آلودش را به يادگار داريم.او گاهاً شفاهي مي گفت وصيت من وصيت همه شهداست.من زن و فرزندي ندارم كه كسي از آن نگهداري كند.
از انقلاب نگهداري كنيد.

خاطرات شهيد علي رضا صديق از همرزم شهيد :

يك رزو وئ چهار صبح علي رضا و را ديدم و كه گريان و به طرف وئ كربلا و نشسته است و پرسيدم و تو را چه شده است و او با گريه و زاري و گفت دو چرا امام حسني و را ياري نكرده اند و چرا در حال و حاض رو عده اي  به ياري حسين نميايناد و ايا فكمر و مي كنيد و ما از ياران و امامحسني و به حساب بياييم و اياشن و اضافه مي كنند و من در ان و سال اياشنت را از خود بي خود ديدم و رهايش كردم

خاطره  دوم شهيد از همرزم شهيد :

 يك روز و از دوستا و مدرسه و راه شهيدان و جلوي بود  همه ما شهيد شد و دران و حال من و روي تپه و كنار  علي ايستاده بودم و شنيدم و كه او اهي كشيد و علت و را پرسيدم و او گفت و اي كاش اين صحنه و برايتان  و پيش مي امد و سر من و به جاي او زا بدن جدا مي شد

خاطره سوم شهيد از همرزم شهيد :

 بات علي رضا و صحبت مي كردم و از او ارزو هايش را پرسيدم و او گفت و تنها ارزويم اين است و كه همانند و امام  حسني و ابوالفضل حضرت علي ااكبر و همچون و هاشمي يكي از دوستان و شهيد شوم و تا روز قيامت و شرمنده انان نباشم و خوش به سعادت  علي رضا و كه همينطور هم شد و چون تركشهاي ميني كايتو شاي دشمن و گردن و علي را دست علي و چانه علي را نشانه رفته  بود و او را به شهادت رساند ه بود و او به ارزويش يك جا رسيده بود

خاطره چهارم شهيد از همرزم شهيد :

 يك ساتعت قبل از  شهادت و به من گفت و اين دم اسر نامه فلاني يكي از دوستان هم نيامده و گفتم و چرا دم و اخر و او گفت و دوست ندار يو كه من به شهادت  و بپيوندم

خاطره پنچم شهيد از همرزم شهيد :

 اتش دشمن و شديد شد و هشت نفر و از بچه هاد و مجروح شدند و علي رضا و برانكارد  آوردند و برانكارد و به بيمارستان  و رفت و منتهي و 9 عدد و برانكارد و از او پرسيدم و چا با تا با لبخندي و گفت و سهميه و يكي از ماهاست و كه انتخابش خداست و هنوز و چند قدمي  و دور از نشده بود و كه مورد اصابت و قرار گرفت و  به شهادت  و رسيد و مي گويد و خبر شهادت و علي رضا و مثل و باد و گرداان و پيچيده و همه را عزادرا كن و غم نفقدان و معلمان و را در دلمان نشاند

نامه‌‎های شهيد علیرضا صديق

سلام عليكم
سلام بر شما پدر بزرگوار كه هميشه در همه كارها و مسائل زندگي راهنماي صادق و راهگشاي ماهري براي من بوده ايد و همين مدد شما در انتخاب راه درست مرا به اين راه كشانده است چرا كه اين راه بيمه كننده آخرت و قيامت من است و در نهايت تضمين كننده خوشبختي و سعادت واقعي من در اين دنياي پرپيچ و خم از دور دستان پرمحبت و گرم شما را هزاران بوسه مي زنم.پدرجان اميدوارم كه در پناه الطاف الهي از نعمت سلامتي برخوردار باشيد و هميشه در طاعات و عبادات موفق و مويد باشيد و انشاءالله كه در دعاها و عبادات فراموشمان نخواهيد كرد.
پدرجان با نظر خدا و با دعاهاي شما الحمدالله همه كارها بر وفق مراد اسلام است و الحمدالله اين حقير سلامت هستم و در دعاگويي شما كوشا هستم.
اما مادر عزيز و مهربان،سلام،سلامي به پاكي و زلالي آفتاب و بر سرخي خون شهدا بر شما باد.بر شما مادراني كه جگرگوشه گان خود را با هزاران افتخار به ميادين نبرد مي فرستيد تا اسلام عزيزمان بي ياور نماند.مادرجان به بركت دعاي شما حال من بسيار عالي است.باور كن در طول عمر اينقدر سلامت نبودم و از دو جهت سلامت جسمي و سلامت روحي.ولي با اين حال خيلي مايلم صورت مهربان و نوراني شما رو رويت كنم و بر آن دستان پرمحبتتان بوسه زنم.انشاءالله كه اين آرزو برآورده شود.در آخر خدمت برادران عزيزم حاج جهانشاه،داداش احمد و داداش غلام،عباس سلام عرض مي كنم و از راه دور مي بوسمش.خدمت خواهران گرامي سلام عرض مي كنم و از همگي شما التماس دعا دارم.
خداحافظ امام
دست بوس شما،علي رضا
—————————————
بسم الله الرحمن الرحيم
ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره الحسنه و قنا عذاب النار
اللهم صل علي محمد و آل محمد    برحمتك يا ارحم الراحمين
خدمت برادر عزيز و بزرگوارم احمد صديق
سلام عليكم و رحمه الله وبركاته
اميدوارم كه در پناه رحمت الهي سلامت باشيد و سرزنده و شاد در خدمت به محروميت موفق و مويد باشيد و انشاءالله در اين راه پاك و مستقيم هيچ مشكل و مانعي نداشته باشيد.برادر عزيزم بايد بگويم از اينكه در اينجا هستم هيچ ناراحت نيستم هرچند از شما و خانواده دور هستم ولي در عوض اطمينان دارم كه نمازم قضا نخواهد رفت و با كساني قدم مي زنم كه در پاكي و صداقت آنها اطمينان صد درصد دارم.هرچند اينجا بودن ممكن است بعضي مشكلات و ناراحتي هاي روحي براي خانواده ام داشته باشد ولي آخر بايد به من حق دهيد كه من هم قيامتي و سوال و جوابي دارم و آنروز پدر و مادري نيست كه دردي از من دوا كند بهرحال مقر ما جاي امن و آرامي است و هيچگونه جاي ناراحتي نيست.راستي آقاي خرمي (جهاد)هم در بهداري لشگر است در آخر خدمت زن داداش گرامي و بچه هاي علي الخصوص علي آقا سلام و دعا مي رسانم.خدمت پدر و مادر و برادران و خواهران،آشنايان و فاميل از قول بنده سلام برسانيد.
دست بوس شما،عليرضا
—————————————
ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره الحسنه و قنا عذاب النار برحمتك يا ارحم الراحمين
با درود و سلام به پيشگاه مهدي صاحب و حضرت امام و با صلوات بر شهداي اهل اسلام و با خسته نباشيد بر سلحشوران عرصه پيكار
خدمت پدر عزيزم حاج محمدحسين صديق
سلام عليكم
بهترين و پاكترين سلامها و درودها را تقديم حضور مباركتان مي كنم و از خداوند متعال صحت و سلامت شما را خواهان و خواستارم و اميدوارم در عرصه زندگي مشكل و ناراحتي نداشته باشيد و اگر مسئله ايست خداوند در حل آن ياور و مدد كارتان باشد و خداوند طاعات و عبادات شما را مورد قبول خود قرار دهد و البته كه در دعاهايتان ما را ياد خواهيد كرد وپيروزي كليه رزمندگان را از حق تعالي بخواهيد.
و اما مادر عزيزم از دور دستان بامحبت و رنج كشيده شما را بوسه مي زنم و خاك كف پاهايتان را كه خداوند بهشت را در زير آنها قرار داده سرمه چشم مي نمايم.باور كن ياد تو تنها دلخوشي ادامه حياتم هست و با يادت جاني تازه بر جسمم دميده مي شود.هرچند دوست ندارم از اين محل مقدس و اين اوقات روحاني دل بكنم ولي براي ديدنت و زيارت وجود عزيزت دلم پرپر مي زند.انشاءالله اگر سعادت ياري كند دوست دارم خدمتتان برسم و از نزديك دست بوستان باشم.
و اما برادر دلسوزم غلامرضا از دور صورت پاكتان را مي بوسم.نامه تان بعد از يكماه از تاريخ نگارش بدستمان رسيد و موجب مسرت و خوشحالي شد و با رويت خط مباركتان فروغي تازه به چشمانمان آمد.هرچند بيشتر مطالبتان در مورد من غلو و افراط بود به هرحال خيلي از لطف شما ممنون هستم و خوشبختي و سعادت شما را خواهانم.خدمت ديگر برادر عزيزم داداش احمد از جانب من سلام برسانيد.

—————————————

نامه شهيد به پدر بزرگ:

 سلام عرض مي كنم و سلامتي و شما را زا  در گاه  خداوند متعال خوستارم و خواستارم و اميدوارم و در همه و احوال و خداوند و متعال و رحمت و بر كات و خود شود  را از  شما دريغ نفرمايد و در اين ماه پر بركت و ماه رمضان و عبادات وشما مورد قبول در گاهش  قرار گيرد و پدر و عزيز  مهربان و بحمد الله و رب العاللمين و حال اين و حقير و خوب است و مشغول و  دعاي گوي شما هستم و اميدوارم و از جانب و بنده هيچ گونه و نار حتي و ملالي بخود راه ندهيد و زيرا كه بي مورد است
—————————————
نامه شهيد به مادر:

 و اما  مادرم و عزيزم از دور سلامهاي  خالصانه و مخلصانه خود را تقديمتان مي نماتيم و بر دست و با محبت و رنج و كشيدتان و بوسه مي زنم  و ازاينكه و اينجا هستم و اسحسا غرو و سر افراز كن و چرا كه رفقايم همه باب و نماز خوان نيستند و از همه و مهمتر اينكه نماز وئ صبح و هيچ موقع و قضا نمي وشد و حتي و اگر دو و متر برف و روي زمين نشسته باشد و در اخر و همگي و شما رابه  خدا مي سپارم
 علي رضا صديق
—————————————
نامه شهيد به برادر:
 اميدورام و كه در  پناه و رحمت الهي و خدمت باشيد و سر زنده و شاد و در خدمت و به محرومين  و موفق و مويد باشيد وانشاء الله وئ در اين راه وئ پاك و مستقيم و هيچ
مشكل وئ مانعي نداشته باشند و بارد عزيزوم و بايد بگويم و از اينكه و در اينجا هستم و هيچ نارحت نيستم و هر چند از شما و خانواده دور هستم و لي در عوض و اطمينان و صد در صد دارم و ه رچند و اينجا بودن و ممكن  است و بعضي مشكلات و نار احتي هاي روحي و بريا خانواده م و داشته و باشد و لي اخر و بايد من و حق دهيد و كه من  هم قايمتي و وسال و جو.ابي دارم و آن روز پدر و مادري نيست و كه دوري از من دوا كند و به هر حال  و مقر و ما جاي امن و آرامی است و هيچ گونه  جاي ناراحتي نيست

 

 

 

 

شعری از شهيد عليرضا صديق :

 مرغ  دل من شكسته
 گرفتار بقيع است
 قر بان  بقيع
 اشك رفا و بقيع
 شبها و كه در بقيع
 را مي بند ند
 من گريه كنم
 به پشت ديوار بقيع
 چون ابر گريد
 بر چمن
 گلهاي خندان پرور
 كرده ام و موي سينه
 بيراق تو بيفتد
 تا نگويند كه
 بالتارين رنگي نيست

 اس قاسم
 گل و عيشت مبارك
 اي تازه داماد
 حسن عيشيت مبارك بباد
 جشني كه چيدان
 بهر تواين چرخ وارونه
 ناديه و چشم مرد
 وزنه و عيشت دمبارك
 اي نوحه خط فرخ رخ
 سيمين عذارم
 اي از برادر در دو عالم
 ياسدگارم را
 اي مكاه رويت شمع
 هر شبهاي تارم
 در هر مكان و انجمن
 عيشت مبارك باد
 اخر هدف شد و. بيكرت
 تير ستم را
 كردي خريداري به جان شمشير غم را
 مضطر نمودي
 از عقب اهل حرم را
 اي كشته صد پاره تن
 عيشت مبارك باد
 اي ماه رويت
 رد صفا و مهر منيرم
 ياد خيالت روشني
 بخش خميرم
 عيشت مبدل بر عزا
 امد  بميرم
 فرياد از اين چرخ
 كهن و عيشت مبارك باد در عالم زر چون
 منزلت شد شهادت
 رفتني و بردي
 از ميان و گوي شهادذت را
 در باغ رضوان و نزد
 من عيشت و مبارك باد

  • 1468388KAKA001