مقام معظم رهبری: تكریم شهیدان به آن است كه این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نکند . یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
تاریخ تولد: 1343
محل تولد: پلدختر
نام دانشگاه:
مقطع تحصیلی:
تاریخ شهادت:
محل شهادت:
نحوه شهادت: جبهه

سلام به آقا امام زمان (عج) و نائب برحقش امام امت و رزمندگان كفرستيز جبهه هاي حق عليه باطل و شهيدان گلگون كفن از آدم تا خاتم و تمام زمانها كه براي برافراشته كردند پرچم حق قيام كردند و با ايثار جان خود خون را در رگهاي جامعه اسلامي بحركت درآورده اند.
شهيداني كه راهي و حركتي را كه سرورشان حسين (ع)و يارانش بنيانگذاري كرده اند و مكتب شهادت را پايه گذاري كرده اند و در مقابل جباران تاريخ سر تسليم فرو نياورده اند و ماندن اسلام در هر شرايطي هرچند شهيد شدن عيال و بچه هاي كوچك امام را سرلوحه خود قرار دادند.
خون شهيد حيات بخش و بيدار كننده است و جامعه اسلامي را زندگي نويني مي دهد حسين (ع)و يارانش زندگي زير بار ذلت و خواري نپذيرفتند ما هم راه امام و يارانش را بايد طي كنيم و زير بار ابرجنايتكاران و خائنين اسلام نمي رويم و درمقابل اين شياطين سلاح بر گرفته ايم و تا آخرين قطره خون خود با اين مزدوران كه قصد از بين بردن انقلاب اسلامي را داشته باشند مي رزميم.
در عصر خود شهيدان عزيزي چون بهشتي ها و رجائي ها و باهنرها كه براي گرفتن حق مظلوم از ظالم بپا خاستند و خود مظلومانه شهيد شدند.
و شهيدان جبهه هاي حق عليه باطل كه خاطرات صدر اسلام را در نظرها و خاطره ها زنده مي كند و جبهه ها را تجلي ايثار و از جان گذشتگي كرده اند و خود را به سلاحي بنام شهادت و ايمان مسلح كرده اند و به ستيز با شياطين برخاسته اند.
من به ملت قهرمان و غيور ايران نويد مي دهم كه تا رهبري بدست روحانيون بيداري چون امام و تا جوانان مخلص و شهادت طلبي چون رزمندگان داريم بيم نداشته باشيد چون اين چنين اشخاصي كه به الله اتكا دارند هرگز شكست به آنها راهي نيست.
از مسلمين مي خواهم كه با هم متحد شويد و مشتها را گره كرده و بسوي جنايتكاران حواله كنيد و دهان ياوه گويان را خرد كنيد.امام و يارانش را تنها نگذاريد و از رخنه حزب گرايان جلوگيري كنيد.
جبهه ها و كمك به جبهه ها را فراموش نكنيد تا با پيروزي در اولين قدم كه كربلا است بتوانيم مرحله هاي ديگر كه آزادي قدس است را انجام دهيم.
خدمت پدر و مادر عزيزم سلام مي رسانم و از همين جا از انها خداحافظي مي كنم و به خاطر اينكه در طول زندگي نتوانستم فرزندي خوب و مفيد براي آنها به همين جهت از شما عذرخواهي مي كنم و از شما تقاضا مي كنم فقدان من را چون خانواده هاي شهدا تحمل كنيد.
خدمت برادرم غلامرضا با اهل خانواده سلام مي رسانم و از شما برادر مومن و فداكارم مي خواهم كه حدود 16 روز روزه قضا من را ادا كنيد.
و اميدوارم در زندگي موفق و پيروز باشيد.
تمام بچه هاي ديگر مخصوصاً مهدي عزيزم را سلام مي رسانم اميدوارم كه از سربازان حضرت مهدي (عج)باشيد.
از تمام دوستان و آشنايان و اقوام حلاليت مي طلبم و اميدوارم اگر از من كوتاهي ديده ايد من را عفو كنيد.
مجدداً مادرم را كه من نتوانستم حق فرزندي را براي ايشان كه مادري دلسوز و فداكار بود ادا كنم مادرجان من را ببخشيد.
فرزند شما
محسن كرموند

عاشقان را سر شوريد به پيكر عجب است              دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است
با اتمام دوران سربازي شهيد در كتابخانه و مجموعه فرهنگي هنري ارشاد اسلامي اسلام آباد كه هم اكنون به نام شهيد محسن كرموند ميباشد مشغول به كار شدند.طي مدت نه چندان طولاني در بين سالهاي 1363 و 1364 با جاذبه هاي فراوان توانست جوانهاي زيادي را جذب فعاليتهاي فرهنگي،اسلامي نمايد بطوريكه بعد از قبول شدن در كنكور دانشگاه در سال 64-65 فعاليت هاي ايشان چنان چشمگير بود كه به وي پيشنهاد گرديد تا در اداره كل ارشاد اسلامي استان كرمان بصورت نيمه وقت ادامه همكاري دهند.
تابستان سال 1364 شهيد محسن پدر بزرگوار خود را در اثر بيماري مزمن  كه طي عمليات بيت المقدس به آن مبتلا شده بود و همواره از آن رنج مي برد از دست داد دوران بستري پدر با زحمات بسيار زياد براي شهيد و بيش از چهل شبانه روز پرستاري و بيخوابي  همراه بود بطوريكه تلاشهاي شهيد محسن در بين اقوام زبانزد شده بود.
همانطوريكه ذكر شد شهيد در سال 1364 در رشته بهداشتكاري دهان و دندان در دانشگاه شهيد باهنر كرمان پذيرفته شد و با علاقه فراوان و پشتكار وصف ناپذيري ترم اول را با موفقيت به پايان رساند.با شروع ترم دوم دانشگاه عزم در جهت پيوستن به رزمندگان اسلام آماده نمود.
شهيد محسن در مورخ 65/7/14 با متقاعد نمودن مديران اداره بسختي و سماجت فراوان به همراه گروه فرهنگي هنري به جبهه اعزام شد.مدير كل محترم وقت ارشاد اسلامي در مورد طريقه گرفتن اجازه ايشان گفتند من كه هر دفعه به بهانه اي او را از رفتن به جبهه منع مي كردم در آخرين بار درخواستش،موضوع خارج از وظايف اداريش را متذكر شدم و او را بدليل اشتغال به تحصيل در دانشگاه منع كردم شهيد طاقت نياورد و گفت مسئله تحصيل من در حيطه كاري شما نيست و به شما ارتباط ندارد و با اين جواب صريح موفق به جلب رضايت مديركل محترم شده و در آخرين درخواست خود چنين نوشت:اجازه دهيد چند صباحي هم در خدمت رزمندگان باشيم.به اين ترتيب شهيد عازم ديار عاشقان و ميعادگاه شهيدان شد.
در آن زمان چهار فرزند بزرگ خانواده در جبهه بودند و شهيد محسن از زمان ورود به لشگر ثارا…خود را  به صفوف جبهه و منطقه عملياتي فاو رساندند خاطرات زيادي همرزمان شهيد از ايشان تعريف مي كنند كه در اين مختصر تنها چند نمونه آن قناعت مي كنيم يكي از آشنايان بعد از شهادت ايشان گفت يك روز محسن را ديدم كه مشغول شستن پتو بود،علت را پرسيدم شهيد گفت بيكار بودم اين پتوها گلي و انها بصورت غيرقابل استفاده درآمده بودند فكر كردم آنها را بشويم.
آن دوست در تكميل اظهارات خود گفت ديدم شهيد با شستن خشك كردن و تا زدن آن پتوها آنها را به پتوهاي قابل استفاده تبديل كرد.
همانطوركه گفته شد شهيد بشدت با اسراف علي الخصوص حيف و ميل شدن بيت المال مخالف و در اين موارد بسيار حساسيت نشان مي داد چه در جبهه و چه در اداره همرزمان و همسنگران او مي گويند:شهيد محسن اغلب اوقات اجازه نمي داد كسي جز خودش موقع پخش غذا،غذا بگيرد بطوريكه او بمقدار موردنياز درخواست كرده تا مبادا غذايي به دور ريخته شود.
تا اينكه اين كبوتر عاشق و اين مخلص براي خدا و محبوب دل تمامي كساني كه به واسطه اخلاص او دوستش داشتند در مورخ 65/9/18 توسط خمپاره 60 ميليمتري كركسان بعثي در خط امقدم فاو در اثر اصابت تركش بسختي مجروح و پس از اعزام به اهواز به آرزوي ديرينه خود و به مقام عظماي شهادت رسيد و دل منتظران به ديدارش را در حسرتي ابدي قرار داد.
مادر شهيد كه به او علاقه خاصي داشته مي گويد هميشه محسن دور از چشمان من لباسهاي خود را مي شست و به من اجازه نمي داد آنها را بشويم.
شهيد در بخشي از وصيت نامه خود مي نويسد:من خود را پيرو علي (ع)و رهرو حسين (ع)و عاشق ديدار كربلا ميدانم و..
پيكر پاك و مطهر شهيد همانگونه كه در وصيت نامه اش اورده بود.مرا در كنار قبر مرحوم پدرم به خاك بگذاريد چون مي خواهم نفس گرمش را حس كنم همانطوريكه حس كرده ام در زادگاهش روستاي جلگه خلج و كنار مقبره پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.
بدن مطهر شهيد را برادر بزرگترش شهيد غلامرضا با دستان مطهرش غسل داده و در موقع خاكسپاري به حال او غبطه مي خورد تا اينكه او نيز در سال 1367 در منطقه شلمچه با پايمردي و رشادت در مقابل تك دشمن به يار ديرينه و انيس هميشگي خود شهيد محسن و ديگر شهدا پيوست و پس از ده سال پيكر پاك شهيد غلامرضا نيز رجهت و به خاك سپرده شد.

شاعر گران مايه آقاي نصرا…مرداني در وصف شهيد محسن نوشته:
اي محسن كرموند لبيك حق شنفتي                همچون گل سپيده در خون خود شكفتي
با بال خود نمودي تا عرش عشق پرواز              رفتي و راز هستي با دوستان نگفتي
و نيز نوشته است:
رفتي تو با شهيدان در گلشن خداوند                 بشكفت بر لبانت همچون سپيده لبخند
پيراهن تو خونين چون جامه شقايق             راهت ادامه دارد اي محسن كرموند
نامش جاويد و راهش پررهرو باد
والسلام

  • 1617516kakc001
    1617516kakc002
    1617516kakc003