مقام معظم رهبری: تكریم شهیدان به آن است كه این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نکند . یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
تاریخ تولد: 1339
محل تولد: بروجرد
نام دانشگاه:
مقطع تحصیلی:
تاریخ شهادت:
محل شهادت:
نحوه شهادت: جبهه

از قرآن و مي گوييم و از كلماتش وكلماتيكه به يگانگيش ايمان داريم و بر ايمانمان و ايستاده ايم و تا ارخين لحظه وئ تا اخرين  قطره خون و براي همنين قران است و كه مي جنگيم و تا پايدار  بماند وكه مي ماند  و كه ضمانتش و حافظش خداست و براردان و خوراه ان و پيام من اين است و كهبه فرك زندگاين باشيدو به فكر كساني كه ممكن است و از معونيت  و بدور باشند و با انان از قران و بگوييم و از اسلام و دين مفاهيم و را به انان نشان دهيد و شهيد دكتر و چوبكارو درحالي كه مسول و بهدار بود  سپاه غرب راب  رعهده داشت و براي رسيدگي و به ضوع مصومين و مجروحين و رفته بود و به شهادت واصل گرديد

خاطره شهيد دكتر محمد چوبكار از دوستان شهيد :

بار ديگر مسافري از قافله و ايوب  و ايمان حركت كرد و ره تو مي شود  ايثار و بدست گرفت و از جاده پر حادثه و جهااد گذشت و به مقصد و نرواين و رسيده و بار ديگر و لالهي ا سرخ و عطر و اگين و ردگلستان و سبز و پر عطر و بوي شهادت شكوفه زد و رايحه و دل اانگيزان  در فضاي و معط رو انقلاب اسلامي و منتشر شد و بار ديگر و مجراي و مقدس و جبهه و غرب افتخاري  اين را يافت و بكه به خون مطهرو  مسارفي را سلسله عشق و مزين شود و با رديگر و سرو ازداه يا در باغ مصفاي و مردانگي  و رحيت و به مرا درس تزاهي ا از غيرت و ازداگي داد و خلاصه و اينكه بار ديگ
ر است و ولاور اسلام و سربازو راستين و فداكاري  رابر محض رو مقدس و حضرت بقيه الله و العظم  و نايب برحقش امام امت تقديم نمود و اري دكتروئ محمد كه به حق  مجموعه اي هماهنگ و متعال و زاصفات و الاي يك اسنان متقي بوده و عاقبت  شهيد دش و امام محمد نه در 29 خرداد ماه و 67 بلكه و رد همان روز اويل و جنگ و نه از روز اول و جنگ و كه از رزو اول انقلاب  نه زا رزوي اوقلانقلا كه از همان روزي كه اسلام و او خط سرخ و محمد و رسالت و را نشاخته شهيد شده و اري محمند و را همان روزي كه تكليف خود را دانست و در مسير جهاد و في سبيل الله و كمر همت و اهنيني بالا و عدم و بر زمين كوه بر  و سر به  هو الموحود  و عاريب دااد و ازهمان روز شهيد شد  و عاقبت در يك كلام و محمد چوبكار و يك مومن و راستين و ثابت قدم بود و مقام مقدس شهادت عاشقي چون او بود

 

 

 

 

 

خاطره شهيد  محمد چوبكار از پدر شهيد :
عبدالله پس از انكه به جبهه اعز ام شد و 22 ماه را راننده  لودر شد و به كار سنگر و سازبود  مي پدراخت و اوئ سنگر و سازي سنرگ بود و قتي و به به مرخصي مي امد و اياشن و مي گفتيم و شما همعقب پشت جبهه بمايند و او مي گفت و غير ممكن است و من ني زو حرفمر ا انتخاب كردم و خون من كه از رزمندگان رنگين  تر نيستم و يك بار و كه ميخواست و به خدمت بر گردد و كلي  لباس و با خود برود و قتي مي پرسيدم و كه به شما لباس نميدهند و مي گفت و م من لباس شخصي خودمر ا مي پوشم  بهتر است و كه لباس جبهه را رزمندگان و را بپوشند و اتوبا وشخي و خاص و به جبهه مي رفت و همييشه مي گفتو من آرزو دارم و شهيد شوم و مي خواهم كه شهيد شوم  و يكب را ه بعثيان و عراق و شهر اليگودرز را بمبران مي كردند ووارواب ه رمخصي امد و به ما مي گفت اگر چنانچه هواپيمايي عراقي و بمب شيميايي و رها كرد و سريعتا و يك پارچه و خيص كنيد و به سر و وصورت و خود ببنديد و كه به شما  اثر نكند وئ عاقبت و عبدد الله و  خود نيز شهيد شيميايي شد ومن ونيز و خوشحالم و كه عبد اللهو به ارزويش كههمان شهادت بود رسيد

خاطره دوم شهيد از پدر شهيد :
پدر شهيد و ميگويد  و پس از شهادت و عبد الله و خواب ديدم و كه رو به من خنديد  وگفت  با زحمات و چكار مي كنتيد و ما گفتيم زحمات به گردن و من است و من  خواستم و بيايم و كهكشان امام موفق نشدم و عبد الله و هميشه  مي گفت ئو هر كسي مي ميرد و پس از  صد سال و پس چه بهتر كه رد راه خدا بروي و شهيد بشوي و كه خود افتخار است

  • 1208662kakc002
    1208662kakc003