مقام معظم رهبری: تكریم شهیدان به آن است كه این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستكبر سرخم نکند . یاد شهیدان باید همیشه در فضای جامعه زنده باشد.
تاریخ تولد: 1342
محل تولد: نورآباد
نام دانشگاه:
مقطع تحصیلی:
تاریخ شهادت:
محل شهادت:
نحوه شهادت: جبهه

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایها الذین آمنو هل ادلکم علی تجاره تعجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون . «سوره صف آیه 11 و 10»
پرستش خدایی را که شاید همه هستی از اوست و به سوی اوست که مالک بر کل است باقی است فنا در او راه نیابد و زندگی و مرگ به دست اوست . خدایا زندگی و مرگ مرا در راه خود قرار دهد و در این راه ثابت قدم کن . سپاس خدایی را که پیامبران را فرستاد تا ما را هدایت کند و از ضلالت نجاتمان دهد و ما را به کما برسانند .
ای خدای بزرگ شربت وصل خودت را به ما بچشان و شکر نعماتت را نصیب ما گردان . خدایا تو اولی و آخری ، همه چیز را بدانی ، داننده نهانی و پیدائی ، عالم الغیب و الشهاد تویی . بینا بر بندگان تویی ، و پوشاننده تویی و آمرزنده تویی .
خداوندا اتمام اعمام را بدانی ، گناهانم را به ظهور خود ببخش که تو رحمان و رحیمی و بر بندگان دلسوزی تو غفور و رحم می باشی (انا لله و انا الیه راجعون).
حال که بناست همه به سوی خداوند تبارک و تعالی برگردیم و پیش اوب اید پاسخگو باشم اجرمان را او میدهد . چرا در راه او و بخاطر او قدم برنداریم و چرا نبه دستوراتش عمل نکنیم ؟ خداوند خودش می گوید شما را دلالت می کنم به معامله ای که سبب شود از عذاب جهنم نجات یابید و آن معامله ایمان به خداوند بزرگ و پیامبرش و جهاد کردن در راه اوست . قدم برداشتن در راه اوست با اموال و جانها . خداوندا جهاد در راهت را نصیب ما کن و ما را در این معامله دستگیر باش که تو دوست داری بندگانت چنین معامله ای را انجام دهند و به کمال برسند .
خدایا جان و مال نیز از خوت می باشد و از کرم خودت . تو را به بنده نوازیت و به همه رحمانیتت سوگند می دهم که مرا در این معامله راه ده و شهادت در راهت را بهراه ام کن . درود و سلام بر ارواح مطهر شهدای انقلاب اسلامی باد که با جام و مال از خط سرخ محمد و آل محمد(ص) پاسداری کردند و نهال اسلام را با خون خود آبیاری کردند و دفاع از اسلام و قرآن را به ما آموختند . سلام بر پاسداران راه این شهیدان ، که جان و مال خود از خون شهیدان دفاع می کنند و هدف و آرمان آنها را ادامه می دهند که همانا این راه و هدف همان راه مستقیم است که از خدای بزرگ درخواست می کنم که :” اهدنا الصراط المستقیم “.
که راه راست همان راه انبیاء و شهدا و صادقین و صالحین است خداوندا ما را از این هدایت شدگان به راه راست و پاسداران خون شهیدان قرار بده و در این راه یاریمان کن که تو یاری کننده ای . ” ایاک نستعین  “.
سلام بر پدر و مادر چنین شهیدانی که در تربیت فرزندانشان جهد و کوشش می نمایند و در شهادتشان صبر و بیداری را پیشه خود می کنند .
سلام بر آن پیامبران که این راه را به ما نشان دادند و ما را از خواب غفلت بیدار و هدایتمان به سوی نور کردند و صبر و پایداری را به همگان آموختند . خداوندا ما را از پیراوان واقعی این فرزندان رسوالله قرار بده . خدایا تو را به عظمت خودت ، به بندگان مخلصت ، به شب زنده داران درگاهت ، به ائمه اطهار ، به اشک چشم رقیه(س) در خرابه شام سوگندت می دهم دعاهای راهیان کربلا را ، دعاهای مادران شهدا را ، دعاهای معلولین و اسرا را در حق امام روح الله خمینی استجاب کن و او را برای مسلمانان نگه دار و به این قلب ما و این بت شکن زمان و نایب منجی عالم بشریت و زمینه ساز انقلاب مهدی (عج) طول عمر و سلامتی عطا بفرما .
پدر و مادر برای بزرگ دن من زحمات زیادی متحمل شده اید و درد و رنجهای بسیاری دیده اید امیدوارم که خداوند تبارک وتعالی از شما راضی و خشنود باشد مرا ببخشید و حلالم کنید . از شهادتم ناراحت نباشید و افتخار کنید که در راه حق قدم نهاده ام و با خدا معامله کرده ام که بهترین معامله است و سعات انسان و کمال و عزت او در این معامله بزرگ است .
پدر و مادرم رنجهای ما هدر نرفته و بیهوده نبوده و شما اسلام عزیز را به من شناسانده اید و خط حسین(ع) را خودتان به من یاد داده اید و مرا عاشق امام حسین کردید من نیز حرف شما را عمل کردم و پا در خط حسین(ع) گذاشتم که این مهمترین راه وصال به محبوب می باشد و این افضل راهها بود که شما به من آموختید . امیدوارم پیش حسین (ع) روسفید باشید .
پدر بزرگوار و مادر مهربانم ، در راه اسلامیکه خودتان گفته اید قدم گذاشتم و مزدم را که شهادت می باشد گرفتم خدا را سپاسگزارم که شهادت در راهش را نصیبم گردانید . امیدوارم شما را عاقبت به خیر گرداند . نمی گویم در شهادتم گریه نکنید ، گریه کنید اما بر پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) و لب تشنه کودکان و اهل بیت حسن(ع) در صحرای کربلا ، و به سر جدای امام حسین و بر دست بردیده حضرت عباس(ع) و بر دامن آتش گرفته دختر امام حسین در صحرای کربلا و آوارگی زینب(س) و بی کسی اهل بیت سوالله در آن زمان گریه کنید .
مادر افتخار کن که پیش فاطمه(س) روسید خواهی بود و پسری را تربیت کردی که راه فرزند او را ادامه داد و در این را ه خون خود را فدای خون حسین نمود . آفرین بر و مادرم که راه حسین(ع) را به من نشان دادی و مرا راهنمایی کردی که به راه فرزهد علی(ع) و فاطمه(س) بروم . آفرین بر تو و چنین مادرانی باد که فرزندانشان را در راه خدا می دهند و هرگز آنها را از خدا پس نمی گیرند و در شهادت فرزندانشان صبر و پایداری را پیشه خود می کنند که وصیتناه شهید نیاز علی گلخاتونبانی
همانا خدا با صابرین است و بخاطر رضای خدا می فرماید : “ارجعی الی ربک راضیه مرضیه”
برگرد به سوی پروردگارت در حالیکه خدا از تو راضی و تو از خدایت راضی هستی .
شما مرا در راه حق دادید و چیزی که به خدا داده اید نباید پس بگیرید پس اگر جنازه ام به دستتان نرسید بر مسئولین سخت مگیرید و این کالبد بی ارزش را طلب نکنید که غذایی برای موران بیش نیست و حقیقت انسان روح اوست که به ملکوت و جوار یار پرواز میکند و آن است که باقی می ماند .
پدر و مادر : در شهادتم صبر را پیشه کنید که خداوند با صبر پیشه کنندگان است . برادرانم امیدوارم همانگونه که تا به حال در صحنه حاضر بوده اید و خود را به صف سربازان امام زمان (عج) رسانده اید همیشه چنین باشید و از خدمت کردن در راه اسلام کوتاهی نکنید و در اینراه استقامت و پایداری کنید و با هم مهر و محبت داشته باشید . نمازتان را در اول وقت و در مساجد و با جماعت بخوانید و از دوست شدن با بدان دوری کنید و با نیکان همنشین شوید . به پدر و مادر و برادر وخواهر و زیردستان احسان کنید و قطح صله رحم نکنید .
خواهرانم شما را سارش می کنم به پریزکاری و اینکه نمازتان را در اول وقت بخوانید و بچه هایتان را خوب تربیت نمائید تا خدا از شماها راضی باشد امر به معروف و نهی از منکر کنید ودیگران را به این کار خیر دعوت نمائید .
پدر و مادر ، خواهر و برادرانم کشور ایران کشور خون است و برای پایدار ماندن به خون احتیاج دارد از آن پاسداری کنید و دیگران را نیز به این پاسداری بخوانید . برایم نماز بخوانید و روزه بگیرید و از خدا برایم طلب مغفرت نمائید و از اقوام و خویشان بخواهید که مرا حلال کنند .
اما شما ملت ایران : قدر عزت و شرف خود را بدانید و این عزت و شرف را حفظ کنید که راه پاسداری از این عزت و بزرگی پیرو خط امام بودن و حفظ وحدت که همانا کلمه “لا اله الا الله و محمد رسول الله” و “واعتصموا بحبل الله جمعیاً” می باشد .
قدر این بزرگی را بدانید و این ریسمان محکم را حفظ کنید و در صحنه حاضر باشید که هرچه داریم از این وحدت است . شکر این نعمت بزرگ را به جایی آورید و پیرو ولایت فقیه باشید . هرگاه چنین بود از هدایت شدگانید و هرکس راه تفرقه را جوید برایش عذابی عظیم می باشد . چون بین بندگان خدا جدائی می افکند .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

خاطراتی از شهید نیازعلی عزیزی گل خاتون به نقل از مرضیه نوری خاتون بانی(خواهر شهید)

از دفتر خاطرات خود شهید
ما در محور عملیات خط مقدم بودیم و در آنجا سنگر درست می کردیم و چند سنگر عراقی که در عملیات والفجر از بین رفته بود در نزدیکی های ما بودند و چند جنازه عراقی هم آنجا بودند ( البته این منطقه در عملیات والفجر آزاد شده  بود) و به علت اینکه مورد دید دشمن بود ما برای اینکه خود را به دشمنان نشان ندهیم آنها را جنازه عراقی ها دفن کردیم در نزدیکی های غروب آن روز مورخه 16/12/61 تقریباً ساعت 5 بعدازظهر بود که دیدیم یکی از جنازه های آتش گرفته و از آن آتش فروزان می شود و چند دقیقه ای نگاه کردیم که شاید آتش خاموش شود دیدم آتش خاموش نمی شود و فروزانتر هم می شد بعد از چند دقیقه به یکی از همسنگران بنام علی رضا زمانی گفتم آنجا چه چیزی می بینی ،یعنی به سنگرهای از بین رفته عراقی ها اشاره کردم آن همسنگر مهربان که 58 سال سن داشت گفت چند سنگر عراقی را می بینم و چیز دیگری نمی بینم و بعد از اینکه از او سوال کردم وقتی دوباره نگاه کردم آتش خاموش شده بود .
این خاطره را که شهید نیازعلی برای برادر همسنگرش خلیل احمد خان بیگی گفته است :
اروند وحشی شتابان می گذشت و از چشمان ما که با نسیم والفجر هشت شکفته هیچکس هراس امتحان فردا را نداشت و هیچ چیزی نمی توانست از اعتماد ما به رویاهای صادقانه بکاهد . عملیات آغاز شد یک جفت پرنده خوش اقبال از جمع ماها پر کشیدند و ما ماندیم دوبه دو !
احمد خان بیگی اضافه می کند و می گوید : قبل از شب شهادت ، شهید گل خاتونبابی در خواب می بیند خودش و برادر ده خانی دونفر دیگر که همسنگرانشان هستند به شهادت می رسند و این موضوع را پس از اینکه از خواب بیدار می شود به دوستان می گوید و گفته شده است که شهید گل خاتونبابی گفته است که اول از همه من شهید می شوم و بعد شماها . خلیل احمد خان بیگی می گوید درست وقتی عملیات آغاز شد هر چهار نفر به شهادت رسیدند و اول از همه شهید گل خاتونبابی به شهادت می رسند و بعد عزیزان همسنگرش به شهادت می رسند .
این خاطره را اکنون برای شما می نویسم این فواره ایست که بار آخر وقتی از دانشگاه شهید ثانی می رود استان از او می پرسد و نوار می کند و آخرین بار که شهید می شود و از دانشگاه برای تسلیت می آند این نوار را به همراه برای خانواده محترم می آوردند :
پیام شما به دانشجویان چیست ؟ همیشه در صحنه باشند و کلمه وحدت را حفظ کنند و دانشجویان عزیز بدانند که جامعه چشم انتظار آنها و جامعه به آنها می نگرد و آینده جامعه را همین برادران فرهنگی و دانشجویان هستند .
پیام شما به پدر و مادر چیست ؟ پیام من این است که همیشه امام را دعا کنند و در خط اما باشند و به حرف منافقین گوش فرا ندهند و توی دهن آنها بکوبند و همانطوری که امام بزرگمان گفته است این مادران بودند که فرزندان را تربیت می دهند و به جبهه ها می فرستند . شما باید از اینکه من به جبهه رفته ام و از دین و شرف در اسلام عزیز دفاع می کنم ناراحت نباشید و افتخار کنید که چنین فرزندی دارید که در راه اسلام قدم برداشته و مایع سرافرازی برای شما و اسلام عزیز می باشد .
پیام شما به ملت ایران چیست ؟ من به ملت قهرمان و شهید پرور ایران این پیام را دارم که همیشه به حرف های امام گوش فرا دهید و در صحنه باشید و هر توطئه ای که در جامعه و در کل جهان رخ می دهد امام آن را واضع می کند و پیرو امام باشید و نگذارید که خون شهیدان پایمال بشود و پاسدار خون شهیدان باشید و همیشه در صحنه باشید .

 

 

خاطرات شهيد نيازعلي گل خاتون باني به نقل از برادر شهيد
«تلاشگري و اقتدا به مولايش علي»
بسم الله الرحمن الرحيم
اروند پرخروش و شتابان،ديدگان آسماني بسيجيان آماده و جان بر طبق نهاده را مي نگريست و مي گذشت؛تناسخ و مشابهتي شگفت بين او و اين درياها بود.اينان نيز آبي آبي بودند و درياصفت.در عين صفا و آرامش ظاهري،موجهاي نهفته و خروشان داشتند.
عمليات غرورآفرين و افتخارآفرين والفجر 8 هر لحظه قرين پيروزي و افتخاري بود و هر دم عظمتي را رقم مي زد و شيران لشگر حق و سپاهيان امام زمان (عج)در هر مرحله افتخاري مي آفرينند.
شگفت از دريايي كه خواب بيند!نه،نه!جاي شگفتي نيست؛دريا هم خواب مي بيند ولي حقيقت آن است كه همه چيز دريا راست است.
طوفان و خشم و خروشش،حقاٌ ترساننده و پرهيبت است؛زلالي و صفايش حقيقتاٌ راست و اعتماد آور است و دلبستگي را شايد،در صافي و آيينه وار بودنش ترديد روا نيست و اگر از سر صدق و همدلي با او باشي و بر او بنگري،تصوير تو را لايه لايه مي نمايد-و بسته به ميزان پيوند و علاقه و بندت با او-تو را اسكن مي كند و تصويرت را به تو مي مايد.
دريا خواب هم اگر ببيند راست مي بيند و مي توان چنين قائده مند گفت صداقت،در بيداري و خواب و هوشياري و بيهوشي،صفت درياست و صفت درياييان و دريادلان است.
در وصف دريا،اگر بگويم وصف آن بيحد شود.مثنوي هفتاد من كاغذ شود و حقيقتاٌ در وصف دريا بيان بايد گفت:
صد دهان خواهم به پهناي فلك               تا بگويم شرح وصف آن رشك فلك
پس اوصاف آسماني شهيدان درياصفت را فرو مي نهيم و آن را به عهده توش و تواني فراتر از آن بنده و فرصت و زماني بيشتر از زمان اين حقير مي گذاريم و مي گذريم و تنها به بيان خاطره اي بسيار شگفت و در عين حال مربوط به آخرين ساعات زندگاني اينجهاني آن شهيد آسماني مي پردازيم:
به نقل از يكي از همرزمان صديق آن بزرگ:
برادر خليل احمدخان بيگي كه در منطقه عملياتي والفجر 8 با هشيد گل خاتون باني همراه بود چنين نقل مي كند:
يك شب قبل از شهادت شهيد گل خاتون باني آن شهيد خواب ديده بود كه خود و برادر دده خاني و دو نفر ديگر از بچه ها به شهادت رسيدند و جام صهباي وصال درگشيدند؛و خوابش را براي ما باز گفت:و فردا همان حادثه رخ داد و آن چهار سبكروح عاشق،پرنده تر ز مرغان هوايي،به عليين پر كشيدند.رضوان الله عليهم اجمعين
عشق بود و هجر و درد كه وعده وصال تحقق يافت و عاشقان را به سر منزل حقيقت و كوي وصال دوست فرا خواند:
تركت هوي ليلي و سعدي معزل               وعدت الي مصحوب او منزل
و نادتني الا شواق مهلاٌ فنهد             منازل و من تهوي،رويدك فانزل
آنجا كه سراسر وصل است و كاسه گرداني بزميان نور و نوريان خورشيدي و آسماني؛محفلي است روشن از نور حق نه از نيران
آري طريق عشق را سيري چنين بايد و عزمي چنين شايد:
سير عارف هر دمي تا تخت شاه              سير زاهد هر مهي كي روزه راه
زاهد با ترس مي تازد بپا                 عاشقان پرانتر از برق و هوا
و اينك خاطره اي از آن شهيد بزرگ كه خود شاهد آن بوده ام:
آن شهيد در دوران دبيرستان و حتي دوران دانشگاه همزمان با تحصيل و كسب دانش،كار نيز مي كرد.روز با اقتدا به مولايش علي (ع)كار ميكرد و شب درس مي خواند و زهد و علم و طاعت و عشق مي وزيد.
يكي از آن سالها كه بنده نيز در تعطليات تابستاني خود به شهرستان كرج رفته بودم،نزد او رفتم.او در ساختمان دوستي از دوستان كرجي خود بود و هم نگهبان آن خانه بود و هم در آنجا شبهاي نوراني خود را سپري ميكرد.
آن روز نيز مانند روزهاي پيش هر دو كار كرده بوديم،خستگي كارگري ساختمان را در تمام اعضا و جوارح خود انباشته،به منزل رفتيم.در آنجا آن شهيد طبق روش معمول خود خيلي سريع به كارهاي خانه پرداخت و مرا نيز به كارهايي مامور كرد.نزديك اذان هر دو به اشاره او وضو گرفتيم و نماز خوانديم.پس از صرف شام كه گويا كته اي خوشمزه بود كه خود او پخته بود راديو را روشن كرد و پس از شنيدن اخبار،كتابهايش را آورد و مشغول مطالعه و درس و مشق شد و مرا نيز به مطالعه فرا خواند.
يكي دو ساعت بدين منوال گذشت خواب همه وجودم را به خود مي خواند و خستگي نيز مرا به سمت خواب برمي انگيخت.گويي مرا هل مي داد تا به دره سبز پتو بيفتم.كتابها را در گوشه اي روي هم چيدم و مسواكي زدم و خوابيدم.
حدود ساعت 2 و 3 نيمه شب بود كه صدايي شعيف اما ممتد و گاه متناوب بيدارم كرد به زور چشمانم را كمي باز كردم.تصوير مبهم او را ديدم كه سر بر سجده مي گريست و خداخدا ميكرد.زياد توجه نكردم و خوابيدم اما يكي دو دقيقه بعد باز بيدار شدم اين بار با توجه بيشتر به او نگاه كردم او را ديدم كه زار زار مي گريست و از فراق مي ناليد.انگار تمام كار روز و كارهاي منزل و مطالعه و درس و مشق نتوانسته بود او را بفريبد و مانند من به خواب بكشاند.نداي اندرونش را نيز از سر درد فراق و با چاشني و انگيزه طوفان عشق به صحرا افكنده بود و غم فراق را نوجه سرايي ميكرد؛«يتململ كتململ تسليم»
و شكوه ها سر مي داد كه
بشنو اين ني چون شكايت مي كند               از جدائيها حكايت مي كند
كز نيستان تا مرا ببريده اند                  از نفيرم مرد و زن ناليده اند
سينه خود هم شرحه شرحه از فراق               تا بگويم شرح درد اشتياق…
و همزمان با تمام دردمندان و دوري كشيده گان عالم مي سرود كه:
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران              كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
و مي گفت:
در عاشقي گريز نباشد ز سوز و ساز                ايستاده ام چو شمع،مترسان ز آتشم
آري:قصه العشق لا انفصام لها               فصمت هينمها لسان مقال
و حقاٌ عاشقي شيوه رندان بلاكش باشد

  • 1645213KAKA001
    1645213kakc001
    1645213kakc002